تبليغاتX
cerebral palsy
cerebral palsy
گولزنا

سلام وقتتون به خیر  امیدوارم که حالتون خوب باشه

و سردی زمستون رو دلاتون بی اثر

آخرین غزل سپیدم رو بخونید............یا حق

...................

.............................

...........................................

 

 

پشت پا بزن به روزهای نحس پیش از این

پشت پا بزن  به وهم های قبل و نقطه چین

را درست بعد رو زهای نکبتی بکار

و برس  به خنده های آبدار در کمین

پشت لحظه نیامده جکی ایست خنده دار

با جک نیامده جکی قشنگ تر همین

زندگی جکی همیشگیست یک جک به روز

پس بخند بی خیال غصه های پیش از این

پس بخند

تمام دست انداز های خیابان را اتو بزن

                                 تا سواری های گل منگلی نوعروس ها

                                               شهر  را به بوق بکشند

و زمان را همین جا نگه دار

که فرداهاشان

 

فرداهای کشف حقایقی است

که سرخابی امروزشان را

ناگهانهای خاکستری خواهد کرد

......................

 

 پیش پا بزن به روزهای شک بعد ازاین

پیش پا بزن به زیر بعد ها و نقطه چین

را درست قبل روزهای نکبتی بکار

و نرس به عقده های درد زای در کمین

بعد لحظه نیامده غمی  ایست مرگبار

با غم نیامده غمی فجیع تر همین

زندگی غمی همیشگیست عقده ای به روز

پس نخند گریه کن

برای آینده ای که معلوم نیست

در کدام بی دادگاه سرت را به باد بدهی

                               گیسوانت را به تیغ

سنگر بساز جلوی تمام خیابان ها

که گورستان ها سخت گرسنه اند

آسمان را به بال های کبوتر ها ببند

تا از این فضای سربی فرار کند

همیشه بیل و تاول سهم روستایی ها بود

                  تفنگ و پول مزد شهریها

 - ما از دیروز بودیم و آنها از فردا

خستگی شهری ات را کی بروز میدهی

                                        شاعر

 

+ نوشته شده توسط علی بهمنی در پنجشنبه بیست و نهم دی 1384 و ساعت 15:3 |

سلام.......می خواستم ی کار جدید بزنم که ی دوست واقعی سر رسید و

باعث  شد که ی کار قدیمی بخونید فکر می کنم مال سال 78 یا 79 باشه...........

........ یا حق

..................

     (از فتیله تا عشق ) 2

با جامه ای به رنگ زمستان، اتو زده

پیچید در فضای اتوبان، اتو زده

- یک غنچه پنبه - خنده زد و برق در گرفت

ازغرب حس وسوسه تا شرق در گرفت

برگشه بود تا که زمین گیرمان کند

در گیس خویش پیچد و زنجیرمان کند

ما چشم پاره ها همه مفتون او شدیم

مثل همیشه مات شبیخون او شدیم

آشیل عشق پاشنه ای تیر خورده داشت

شیطان وزیده بود و هوا بوی مرده داشت

............

از سمت کور واقعه های همیشه شاد

مردی وزید و نعره درآورد توی باد

- ودکا به حلق کرده مرا باز دست مست

شح شح ش شح ش شهوتی ام مست مست مست

الان خرم به بوسه ای اغفال کن مرا

یعنی بیار پیک و بزن حال کن مرا

با بوسه های سرد تو گرمم نمی شود

تنگم بگیر تنگ که شرمم نمی شود

ازمن به رب وسوسه ایمان حواله کن

از خود به من – به سگ شده – پستان حواله کن

خیسیده در عفونت تخمم مثال سگ

من عاشق دو تکه لخمم مثال سگ

.....................

        (2)

سگ می شویم و راه به جایی نمی بریم

سگ میشویم و قاتل خود را نمی دریم

سگ میشویم و گرگ به ما چیره میشود

حتی به روی گرده چوپان نمی پریم

سگ بودن آه قصه تلخیست باز از

کلیت اصول سگی ات که بگذریم

نافهمی تمام خران را گرفته ایم

در حالتی سگیم و در حالتی خریم

                     (3)

خر مانده ایم و بار نبرن به ما رسید

از خر شدن ع عر عر و خوردن به ما رسید

هی بشکه بشکه گرده اسبان به بار شد

از سهم نفت سهم شمردن به ما رسید

گفتیم سهم این همه خر.....کلت داد زد

ساکت شوید و............خفت مردن به ما رسید

...........

...................

.....................

حالا نه خر نه سگ نه نژادی از این دوام

روحی خرم (بزرگ) که مشغول سگ دو ام

روحی که در به در شده در زادگاه خویش

روحی که رونما شده در شکل آه خویش

روحی که فکر دخترکی جامه بر فی است

روحی که پایبند تو.....نامی سه حرفی است

روحی که در تضاد زمین با هوا گم است

روحی که فکر می کند اصلا چرا گم است

روحی که درک کرده که شهوت بهانه است

نالیدن از ربودن نفت ابلهانه است

روحی که فکر ی کند اصلا – چرا – چراست؟

آری چرا چراست؟ معمای روح هاست

استاد روح روز ندیده چه می شود

پایان فیلم یقه جریده چه میشود

......................

...................................

(- جر خورده چاک پیرهن کره زمین

از کره سگ دو توله خر مانده و.....همین )

+ نوشته شده توسط علی بهمنی در یکشنبه هجدهم دی 1384 و ساعت 14:2 |