سلام ....امیدوارم بهاری شده باشید و..........شده باشید و........
دیروز این کار را ی جا حروم کردم.......میدونید ؟ خیلی برای خودم متاسف شدم
خیلی خیلی زیاد..امیدوارم دیگه از این کارا نکنم.......موفق باشید
........................................................
....................................
.................
لحاف پهن شد و بوی ادکلن کم شد زنی به وسوسه های جدید پاسخ داد
به مردهای قشنگی که دیده بود اینجا به چهره های کثیف- ندید- پاسخ داد
زنی است لاغر و زیبا زنیست فاحشه،........نه،..زنی نمونه نوعی دموکراسی مدرن
زنی که شیعه اثنی........ ولی لائیک شده بود، به هر چه از لب قاضی شنید پاسخ داد-
و گفت من زن تنهایی ام که می بایست برای دخترکم کیف و ادکلن بخرم
بهار آمده ....، او دختر است می بایست به خواسته هاش در ایام عید پاسخ داد
.........
.......................
..................................
زمان گذشت و زن خسته بعدآزادیش حراج شهوت مردان پر درآمد شد
و دخترش که شریک درآمدش شده بود به هر چرا که دلش می کشید پاسخ داد
به هر چرا که دلش..........
اما دلش را کجا جا گذاشته بود دختر ؟
کجای این همه فاحشه خانه پیاده رو ها ؟
دخترانگی اش را کدام جا
در کدام زمان نحس فروخت مادرش
برای سیری شکمشا ن؟
[ مادرش دخترانگی اش رادر ساعتی نحس
برای دلش فروخته بود]
(- میدونید فاحشه گی هم ی جور زندگی
اما همیشه ی نفر هس که بیاد گه بزنه به زندگیت و بره)

