تبليغاتX
cerebral palsy
cerebral palsy
گولزنا

سلام....وقتتون به خیر .امیدوارم حالتون خوب باشه و دنیا به کامتون باشه

جمعه با بچه های انجمن ادبی سپید نمایشگاه کتاب بودیم و اگر نبود دیدار

دوستانی که طلبه دیدنشون بودم...روزمون حروم شده بود.........البته

کم لطفی میشه اگر که نگم چند تا کتاب خوب هم گیرمون اومد خب بگذریم

............................................................................

دوتا غزل سپید جدید براتون می نویسم....امیدوارم خوشتون بیاد ....یا حق

 

زیگ زاگ (1)

فضا برای شروع غزل فراهم بود

قشنگ مثل-شما- توی شهر ما کم بود

-شما- مسافر استان سست بود ولی

به عکس مردم استان سست محکم بود

-شما- پرنس ،نه خان زاده بود.خرپول و...

قشنگ و .............حیف که حرفش همیشه مبهم بود

شما برای فرار از /

- لابد دوباره می خوای بگی خوشی زده زیر دلش

یا اومده پولشو به رخ ما بدبختا بکشه تو این برهوت

و ما که مملو من های عقده ای بودیم

همیشه چهره امان از- نبود- در هم بود

- نبود - بود شد و بعد از آن شما شد تو

توئی که خنده به روی لبان او..... کم بود -

خدا شود که شگون داشت بودنش در شهر

که - بود- حاصل دستان او گمانم بود

چه بودنی که- من- افتاد در دهان همه

که ما فسیل شدو .................

- هی مرتیکه خر چرا واژه ممنوعه رو به کار می بری؟

خوشی زده زیر دلت؟

یا می خوای نداریتو به رخ -منا- بکشی؟

.........................................................................

.......................................................................

.......................................................................

گیز گاز (2)

می خواهمت در خاطراتم گم می خواهمت در خواب حل باشی

سیال باشی در نبود و بود تا این که در دست و بغل باشی

می آرمت از دور ها نزدیک از دور ها که مردمی ماتند

از مردم ماتی که می خواهند شبهای عاشق را اجل باشی

پر پر بزن در خواب شب بوها نفرین به این بیهودگی باید

زنبور باشی ویز ویز عشق در ذهن کندو ها عسل باشی -

[ ی پشه کش چرخ می خوره تو هوا و تالاپی می آد رو میز

رو ی میز که چند تا عکس شب بو روش کشیدن ]

................

آری زمان در هیچ می چرخد هر مستقیمی پیچ می چرخد

باید نیفتی اتفاقی نو باید فقط ضرب المثل باشی

 

+ نوشته شده توسط علی بهمنی در دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 21:54 |