سلام به همه دوستانی که سر زدند و نظر دادن
و همینطور دوستانی که از به روز شدنشان خبرم کردند
بدون این که مطالبم رو خونده باشن به هر حال سلام و امیدوارم
از خوندن این کارم لذت ببرید............خداحافظ
.............................
............................................
............................................................
...............................
(باتلاق)
منگل نمای زاویه ی سر به زیری ام
تسلیم چشم های تو از ناگزیری ام
بی ربط نیست این که بخواهم بمانمت
بی ربط نیست این که بخواهی بمیری ام
هاریده ام اگر چه فقط خنده کرده اند
بی منطقان به فلسفه پاچه گیری ام
گرگیده ام به گله چوپان نمایشان
موشیده اند در لحظات پنیری ام
در ذهن های کودنشان چرخ خورده ام
در لحظه لحظه لحظه در خود اسیری ام
حالا- منم- که متن شما را به گه کشید
حالا – تویی- و حاشیه شعر...( )یری ام
....................
..............................
.......................................
بگذار توی سکس بچرخم چه می شود
شنگول قرص اکس بچرخم چه می شود
بگذار حال مردم این شهر حس شود
-من- زیر لایه های نبودن پرس شود
بگذار من نباشم و –خود- را تلف کنم
توی غزل بشاشم و با شعر کف کنم
بگذار تا سپید برویانم از غزل
- خود - را اکر چه کم شده بستانم از غزل
بگذار.............
-هوی چه خبرته مردک مگه کی جلوتو گرفته
.............
........................
.................................
میریزم از گلوی خیابان به پای هیچ
از شب گریز مردم نادان به پای هیچ
در خواب این کویر مجازی هزار سال
چرخیده ایم در پی طوفان به پای هیچ
- من- ایستاده روی درختی پر از کلاغ
گیج است این- قناری کر- از صدای هیچ
باید به انتظار کدام اتفاق بود؟
خالیست جای حادثه ، خالیست جای هیچ
،،،،،تکرار می شود من بدبخت در زمان
من ، دیگر از مسیر همیشه نرو ، بپیچ
